به مناسبت درگذشت توران میرهادی

۶۰سال پیش وقتی کودکان صرفا نانخوری بودند بر سفرهٔ پدر و مادرشان، باید میافتادند و بر میخواستند و آفتابها و بارانها میدیدند تا از آب و گل درآیند؛ توران خانم میرهادی با کولهباری از دانش در حوزه علوم تربیتی و کودکان از سوربن به ایران آمد، کودکستان فرهاد را برای فرزندان ایران تاسیس کرد، «نظام نهاد کودکی» را همزمان با تاسیس یونیسف در دوران بلبشوی بعد از جنگ جهانی دوم در ایران راهاندازی کرد، همچون چوبی سترگ که زیر تکتک نهالها میماند تا راستقامت و رو به خورشید سر به آسمان بکشند جان و حیات خود بر سر بالندگی کودکان ایران گذاشت، «شورای کتاب کودک» را راهاندازی نمود تا جان تشنهٔ کودکان این سرزمین را با «ادبیات» سیراب کند؛ تا صلح را در ریشهٔ نسلها جاری کند. هدایت و راهبری «فرهنگنامه کودک و نوجوانان ایران» را بر عهده گرفت تا بذر دانش و اکتشاف در دل کودک و نوجوان بکارد.
بعد از ۶۰ سال تلاش در مجموعه «گفتگو با زمان» در پاسخ به این پرسش که «رمز خستگی ناپذیری و انگیزه بیپایان برای خدمت به فرهنگ صلح و دوستی شما چیست؟» میگوید: سختیها به من یاد دادند همهچیز را غنیمت بشمارم و تا زمانی که نفس میکشم، بکوشم خدمت کنم و هر کاری که از دستم برای هر کسی بر میآید انجام بدهم. در تمام عمرم هم شاگرد بودهام و هم معلم. آنچه را بلد بودهام یاد میدادم و آنچه را بلد نبودم یاد میگرفتم. و این جریان هنوز هم ادامه دارد و چون شاگرد خوبی هستم و بسیار میآموزم، خسته نمیشوم.»
نوشته: سحر سلطانی
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور