خرید بک لینک
درگذشت شماری از هم وطنان عزیزمان در حادثه سیل فروردین ماه 98 بر ملت بزرگ ایران - تسلیت باد.

نزن باران

نزن باران
تو چه می دانی
چه می کشد هم وطنم
چندی پیش
زمین لرزید،آسمان غرید
خانه ها فرو ریخت
خانه که نه
کاخ آرزوهای یک بچه
خانه ای ک ستونش آرزوی من است
تو چه می دانی
درد پدری که
بچه اش زیر آوار است
تو چه می دانی
درد همسری را
که همسرش زیر آوار است
تو چه می دانی
از قد خمیده پیرمردان
که آجرها بر می دارند از آواری
تا که ببینند نوه اش را
تو چه می دانی
مادر - ی را که
صورتش خونین است
مادر - ی که فرزندش در خون است
یا که مادری کمر شکسته و دلخسته
که با فرزندش کمی
فقط کمی فاصله دارد
فاصله ای که به وصالش سالها راه است
نزن باران
وقت عاشقانه بودن نیست
نزن باران
وقت باریدن نیست
وقت دیدن نیست
ولی نه ببار باران
ببار
مگذار اشک های پدری راپسرش ببیند
مگذار اشک های یک مرد را
دختر چند ماهه اش ببیند
دختری که داغ مادر را دید،
پدری که پاهایش لرزید
ببار اما کمی مکث
کمی صبرکن
اینجا این مردمان صبر ایوب دارند
دردی بزرگتر از درد ایوب دارند
پاره تن منند
پاره ایران - ند
پاره ای چون کوه استوار
استوارند
صبر کوه را دارند
باران
توک باریدی
با باد خندیدی
ولی هیچ دیدی
کوه های شکسته را
سرو های مرده را
مردمان خسته را
دیدی پدری را
که گوری می کند برای تک فرزندش
یا که دیدی همسری را
میکند گور برای همسر پا به ماه را
یا که دیدی زنان فاطمه تبار را
زینبی وار را
صبر اینان صبر ایوب است
ولی دردشان والاتر است

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 12:26

صفحه بندی